
اینجا وبلاگی است که آقای میلادِ بگی(bagi)درآن مطالبی راجع به خودش-دیگران-وجهان اطراف مینویسد."bagیک وبلاگ نیست ،bag یک روشه زندگیه مضحک است!"جمله ی قبلی را چرند گفتم برای پر کردن فضا.
برچسب:
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
شروع شد ، و من هم سرباز شد در ابتدای چل چلی، در مرزهای 32 سالگی. نوشتن حسرت ابدیه من خواهد ماند یا التیامه دردهایم، یا حتی شکوفایی ام بعد از دهه 20 زندگی؟ نوشتن در اینجا چه مفهومی برای من دارد؟ باید فکر کنم. بایده لعنتی، تمام عمرم درگیرم با این کلمه ی منحوس. حیف.
برچسب:
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
این محیط مجازی هم برای من کافی نیست، گرچه زندگی واقعی نیز کافی نیست، گرچه بشر کفایت سرش نمی شود. اینک من در آستانه ی سی سالگی به فضایی بازمی گردم که روزی در ابتدای بیست سالگی بنا نهادمش، که خوانده شوم، که مورد قضاوت قرار گیرم ، که کفایت کنم. بلی من باز می گردم به این محفل.
برچسب:
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
اصلا موضوع سن و گذر عمر و اسیرِ زمان بودن نیست که نیست. موضوع از نگاهِ نویسنده اصالتِ حرکت است با تمام پیامدهای آن.
برچسب:
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
راستی نوشتن تعوری ترین فعل دنیاست،جالبه


برچسب: آدمیزاد,
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
یعنی همونجایی که در محور مختصات زندگی هستی، نقشه ی تو از قبل کامل شده، همه ی حق انتخابات، غیرقابل پیش بینی وجود نداره، برای اونا، برای اون.هرچییییییییی که فکرشو بکنی از قبل چیده شده، چ لذت بخشه، تو هیچ وقت جای غلط نیستی، هر فکری که میخای بکن ، پیادش بکن فکرو، داری پازلو میچینی، چه با کاری کردن، چه با کاری نکردن، خیلی لذت بخشه.تسلیم.
برچسب: درست,
نویسنده: بردیا اکبرینژاد
من هنوز فعال نشدم، من هنوز فعال نشدم، من هنوز فعال نشدم، من هنوز فعال نشدم، من هنوز فعال نشدم، من هنوز...من هنوز.